به گزارش شهرآرانیوز، در جستوجوی کوچهپسکوچههایی از دل شهر مشهد که بوی تاریخ و فرهنگ میدهد به کوچه شهید حاجی حسنی کاگر در خیابان شهید نواب صفوی که به قول قدیمیها بست پایین خیابان و باغ حسنخان نام دارد رسیدیم. به یک حسینیه قدیمی که به گفته صاحبانش نخستین مجالس روضه مشهد در آن برپا میشد و بسیاری از مداحان شهر، نقطه آغازشان از اینجا و با حمایتها و دلگرمیهای صاحبش بوده است که امروز به عنوان پیرغلام حسینی شناخته شدهاند و عمری پای روضهها و مجالس آن، مشق عشق طلب کردهاند. «عزاخانه موسیبن جعفر (ع)» که همان «حسینیه حاج قاسم قمی» است، شد نتیجه جستوجوهای ما؛ مکانی که صرفا یک محل برای برگزاری روضه و مراسم دعا و ثنا نیست بلکه در طول سالها به یک پایگاه فرهنگی و مذهبی تبدیل شده است و به دلیل خلوص نیت مرحوم حاج قاسم قمی که بنیانگذار آن است، سند مشخصی از تاریخ دقیق راهاندازی آن وجود ندارد و به گفته شاهدان عینی، عمر آن بیش از نیم قرن و نزدیک به ۶۰ سال است. حسینیهای که دیوارهای آجری، سقف چوبی و دالانهای پیچ در پیچ و قدیمی آن که هنوز هم دست نخورده باقی مانده، نخستین منبرهایش با روضه پدر امام رضا (ع)، بابالحوائج، حضرت موسیبن جعفر (ع) جان گرفته است و تا امروز که در روز شهادت ایشان قرار داریم ادامه یافته است.
از حرم که بگذریم و برویم به سمت خیابان شهید نواب صفوی، کمی جلوتر، شارستان شهید حسنی کارگر سمت چپمان را میپیچیم. به اولین کوچه که میرسیم همان ابتدا تابلویی با زمینه آبی رنگ به چشم میخورد که روی آن نوشته «حسینیه مرحوم حاجقاسم قمی» و بالای آن «عزاخانه موسیبنجعفر(ع)» حک شده است. راه ورودی و رسیدن به این حسینیه از کوچه باریکی است که ابتدای شهید حاجیحسنیکارگر ۱ دیده میشود. آجر دیوارهای این خانه که قدمت آن بیش از ۱۰۰ سال است بیرون زده و با چند تیرآهن انگار سعی کردهاند آن را استوار نگهدارند.

به این کوچه که میرسیم انگار تاریخ ایستاده است و دارد به ما زل میزند، پنجرهها و درهای چوبی، دری باریک و کوتاه که قدبلندها برای ورود باید سرشان را کمی خم کنند، سالن ورودی و کمی طولانی و تودرتو که انتهای آن به سالن و خانه اصلی میرسد، پلههای بلند و موزائیکی که ما را به طبقه دوم میرساند، سقفهایی که هنوز با ستونهای چوبی نگهداشته شده، طاقچههای قدیمی کنار پنجره، دربهای نیملَت که از وسط به هم قفل میشوند، آشپزخانهای که از فضای خانه با دیوار جدا شده و حتی فرشهایی که این مکان را مفروش کرده، بوی تاریخ و تمدن میدهد. همین که تاریخ مکان اینجا دست نخورده باقی مانده، انگار تاریخ زمان هم متوقف شده و هر کسی را که میهمان این خانه شود به سالهای دور پرت میکند؛ حتی سالهایی که فقط در عکس و مستند و فیلمها دیده است.
حالا روزهای تقویم به اینجا یعنی ایام شهادت امام موسیبنجعفر(ع) که میرسد به رسم نیت واقف آن یعنی مرحوم حاج قاسم قمی صدای روضه «بابالحوائج(ع)» از دیوارهای این عزاخانه تاریخی شنیده میشود. پسران و نوههای مرحوم ادامه دهنده این راه هستند و بعد از مرحوم حاج جواد قمی، پسر ارشد مرحوم، امروز حاج ابراهیم قمی سکّان این حسینیه را به دست گرفته و به رتق و فتق امور میپردازد.
داستان این خانه قدیمی که حدود ۶۰ سال پیش با تلاش مرحوم حاج قاسم قمی تبدیل به حسینیه شد و به نام عزاخانه موسیبنحعفر(ع) پا گرفت هم شنیدنی است. حاج ابراهیم قمی که متولی فعلی حسینیه و پسر دوم مرحوم حاج قاسم است تعریف میکند: قدمت روضههایی که پدرم برگزار میکرد فقط به این حسینیه ختم نمیشود و قبل از ازدواج با مادرم هم بساط روضه امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) در منزل پدریشان برپا بود. زمانی که هنوز در منزل پدری در باغ حسنخان (محدوده نواب صفوی فعلی) بودیم، خانهمان هنوز کوچک بود و روضههایی هم که میگرفتیم به اندازه یک خانه ۶۰، ۷۰ متری بود نه بیشتر. پدرم مریض میشود و سردردهای سختی میگیرد و گاهی تب میکند.
ما هم نگران میشویم و بزرگترها به او اصرار میکنند پیش پزشک برود؛ تا اینکه یک روز که چندان هم حالِ خوشی نداشت به حرم امام رضا(ع) میرود و به ایشان میگوید: یا امام رضا(ع)، اجازه نده من زیر تیغ جراجی بروم. دوست دارم همین پولی که قرار است به پزشک بدهم، خرج دستگاه شما کنم و برای پدرتان و غریبی ایشان روضه بگیرم. به شکل معجزهآسایی وقتی پدرم به خانه برمیگردند انگار همه علائم بیماری تا حد زیادی رفع میشود و کمکم به بهبودی کامل میرسند. وقتی حالشان خوب میشود برخلاف بقیه مراسمها که تعداد کمی و به اندازه فضای خانهای که داشتیم پای سفره بودند، یک دیگ پنج مَنی نذر میکنند و برای امام موسی کاظم(ع) روضه میگیرند.

تصویری از حاج قاسم قمی به همراه پسر ارشدش حاج جواد که هر دو به رحمت خدا رفتند(از سمت راست)
حاج حسن قمی، از جمله برادران مرحوم حاج قاسم است که نزدیک به ۱۸ سال اختلاف سنی با مرحوم داشته است. او درباره اخویاش میگوید: برادرم کارش را از کاسبی و جوراب فروشی شروع کرد و تا پایان عمرش هم همان را ادامه داد. کمکم سرمایهاش بیشتر شد و کمتر از ۱۰ سال طول کشید که خدا به کارش رونق دارد و مغازهای نسبتا معمولی خرید. بعد از مدتی، مغازه جوراب فروشی به تریکوبافی و کشبافی تبدیل شد. یکی از خصلتهایی که خیلی خوب به خاطر دارم و این موضوع را از او یاد گرفتم این است که اهل تجملات نبود و به طور کامل از آن دوری میکرد.
حاج حسن ادامه میدهد: دلیل اینکه نام اینجا شده «عزاخانه موسیبن جعفر(ع)»، این است که زمان شاه جز چند مراسم مختصر برای تاسوعا و عاشورا و شهادت حضرت زهرا(س)، مراسم چندانی برگزار نمیشد و هیچ کس روضهای برای پدر امام رضا(ع) برگزار نمیکرد. همیشه دلش میخواست برای غربت امام که حتی میان شیعیان وجود داشت کاری کند. خرید حسینیه هم تقریبا مصادف شده بود با ایام شهادت امام موسی کاظم(ع) و تا جایی که یادم میآید اینجا با روضه «بابالحوائج(ع)»، مراسمش پا گرفت و برادرم جزو اولین متولیان در ایران بود که برای امام هفتم، روضه برگزار میکرد. از طرفی جزو اولین حسینیههای متمرکز در مشهدِ آن زمان بود به همین دلیل از تمام شهر مشهد، با هر سختی بود خود را به اینجا میرساندند.
حاج علی قمی، برادر کوچکتر مرحوم حاج قاسم به شهرآرانیوز میگوید: یادم میآید مجالس روضه خانه پدری که در همین محدوده باغ حسن خان بود ابتدا از دهه فاطمیه شروع شد. پدر و برادرم که بزرگتر بودند در این دهه پرچم عزا نصب میکردند و مردم محله هم به این مجالس میآمدند. بعد از آنکه پدر فوت کردند، برادرم ابتدا یک منزل حدود ۷۰، ۶۰ متری را برای برگزاری مراسمها خریدند که سرریز جمعیت به خانه کناری میرفت. تا اینکه توانست حسینیه را بخرد، اما تاریخ دقیق خرید آن مشخص نیست و توی سند نیامده است. اخوی برای خرید این حسینیه، چندین سال دغدغه داشت تا جای مناسبی را تهیه کند تا از هر نظر برای برگزاری مراسم خوب باشد. آنقدر گشت و گشت تا بالاخره بعد از مدتی، توانست اینجا را که منزل یکی از واعظان مشهور که او هم در دستگاه امام حسین(ع) کار میکرد بخرد که اینجا را به نظرم امام حسین(ع) برایش جور کرد. خودش میگفت خدا را شکر که بساط روضه جایی دارد برگزار میشود که از خشت اول با قالالباقر(ع) و قالالصادق(ع) و ذکر اهل بیت(ع) ساخته شده است. کمکم اینجا به پاتوق هیئات مذهبی تبدیل شد چرا که مراسمهای مذهبی در مشهد مانند امروز رونق چندانی نداشت.
حاجعلی درباره تاریخچه این حسینیه میگوید: حاج قاسم، از همان زمانی که یادم میآید به خدمت در دستگاه اهل بیت(ع) علاقه داشت و هر کاری میکرد تا در این دستگاه بماند. بخش عمدهای از درآمدش را هم صرف این دستگاه میکرد. قبل از اینکه این حسینیه را اخوی بگیرد در منزل پدری مجالس روضهای داشتیم که گرداننده اصلی آن پدرمان بود و کمکم بعد از آنکه پدر به دوران پیری رسیدند کار به دست حاح قاسم افتاد. یکی از سنتهایی که او ایجاد کرد میگفت دوست ندارد کسی گرسنه از مجالس روضه بیرون برود و با سرمایهای که داشت سعی میکرد به همه غذای مختصری بدهد. بعد از آنکه کارش به لطف خدا رونق گرفت، سرمایهاش هم به همان میزان افزایش یافت و غذای مجالس از آبگوشت به پلو تبدیل شد. این رسم هنوز هم در این حسینیه پابرجاست و پسرانش این رسم را ادامه دادهاند.

حاج محمدتقی دُرّی نسب، متولد ۱۳۲۴ و از جمله مداحان و پیرغلامان مشهدی است که پای درس حاج قاسم قمی، بزرگ شده است و به شهرآرانیوز میگوید: یکی از بزرگترین افتخاراتم این است که از پنج سالگی در محضر مرحوم حاج قاسم قمی بزرگ شدم. ایشان معتمد محله بود و همه اهالی باغ حسنخان او را میشناختند. مرحوم مادرم از پنج سالگی که سر کار میرفتم مرا به ایشان سپرده بود تا در بازار مراقبم باشد. آن زمان، حاج قاسم جوان رشیدی بود و تازه ازدواج کرده بود. همان زمان جلسات روضهای در زیرزمین منزل پدریشان در محدوده «باغِ حسن خان» را راهاندازی کرد و این جلسات ادامه یافت و بعد از آن که ازدواج کرد در منزل خودش این جلسات را برپا میکرد تا اینکه این حسینیه را خریدند. اگرچه حضور ذهن ندارم، اما گمان میکنم شاید حدود دهه چهل بود که این مکان خریداری شد و عمر آن به بیش از ۵۰ سال میرسد. در اهمیت این حسینیه هم باید بگویم قبل از اینکه اینجا تبدیل به حسینیه حاج قاسم قمی شود، منزل حجتالاسلام شیخ مهدی واعظخراسانی بوده است که از جمله واعظان مشهور زمان خودش بود و به قدری اهل مطالعه بود که در هیچ یک از سخنرانیهایش حرف تکراری نمیزد و همه، پای منبرش فیض میبردند.
قبل از ورودی به حسینیه، تابلویی نصب شده که با تصویر افراد و چهرههای شاخص تاریخ و برخی شهدای دیروز و امروز، مزین شده است و وسط آن نوشته شده «افتخار ما بود نام نکویت یا حسین(ع) / آبروی ما بود از آبرویت یا حسین(ع)»، اطراف آن با اشعار معروف محتشم کاشانی که دلِ هر عاشقی را میلرزاند نقش بسته بود؛ «باز این چه شورش است که در خلق عالم است...» که این تابلو به بنر پیرغلامان و خادمین دستگاه اهل بیت(ع) میان اهالی حسینیه شناخته شده است.
حاج محمدتقی با نگاه به این تابلو، به خاطرات مداحان حسینیه اشاره میکند و میگوید: کار حسینیه کمکم به گونهای پیش رفت که در تمام مراسمها، چه ولادتها و چه شهادتها برنامه برگزار میشد و حاج قاسم در هر مراسمی سفرهداری میکرد. برخی مراسمها به ویژه تاسوعا و عاشورا ساعتها طول میکشید تا این سفرهها جمع شود. زمان گذشت و گذشت و کار حسینیه به گونهای شکل گرفت که تمام مداحان و سخنرانان مشهد و اغلب ایران، به اینجا میآمدند؛ مداحانی از کاشان، قم، تهران و ... و اینجا برنامه اجرا میکردند. از افتخارات مداحان مشهد و ایران این است که روزی در اینجا، به ذکر اهلبیت(ع) پرداختند. از مرحوم حاج رضا موید و مرحوم کافی و شهید سیدرضا کامیاب بگیرید تا مرحوم محموداکبرزاده، شهید مرتضی عطایی، مرحوم شمس تهرانی و...، و بیشتر از آنکه فکرش را بکنید مراسمهای پرشوری برگزار میشد.

وقتی از مداح و پیرغلام حسینی درباره حاج قاسم میپرسیم با اطمینان میگوید: به جرات میگویم من هیچ چیزی غیر از خدا در زندگی و روحیات مرحوم حاج قاسم ندیدم. بخش عمدهای از درآمدش را برای امام حسین(ع) و مجالس عزای ایشان خرج میکرد. خودش نوحه و مداحی میکرد، بعد از مدتی آشپزی هم میکرد. مهمتر از همه اینها، وقتی مجلس بود در آشپزخانه میماند و از آن بیرون نمیآمد تا مبادا کسی دست او را بگیرد و از او تشکر کند. هدفش جز خدا هیچ چیز دیگری نبود.
حاجمحمدتقی ادامه میدهد: اگر بخواهم حق مطلب را درباره این حسینیه بیان کنم این است که تمامی مداحان مشهد پای این دستگاه بزرگ شدهاند و به آن مدیوناند. از مرحوم حاج رضا موید بگیرید تا دیگر پیرغلامان حسینی دیگر و بنده که در پای درس زندگی و معنویت حاج قاسم بزرگ شدیم. چون زحمات ایشان باعث عنایت بیبی حضرت زهرا(س) به این مجالس شد و اتفاقی که الان شاهدش هستیم را میبینیم؛ یعنی رونق مجالس و روضه این حسینیه که از دهه چهل شروع شده و با وجود سختیهای فراوان، هنوز پا برجاست.